تبليغاتX
بر گا رفته

زمانی می رسد که "زرتشت" تصمیم به ترک دوستان و مریدان خود می گیرد. او هنگام خداحافظی سخن شگرف و پر مغزی به آنان می گوید:

می گویید به زرتشت ایمان دارید؟ اما زرتشت کیست؟

مومنان من اید : اما مومنان کیستند؟

شما آنگاه که مرا یافتید هنوز خود را نجسته بودید. مومنان همه چنین اند.

از این رو ایمان چنین کم بهاست.

اکنون شما را می فرمایم که مرا گم کنید و خود را بجویید و تنها آنگاه که همگان مرا انکار کردید , نزد شما باز خواهم آمد.*

 

بكوشيد تا خود چراغي در درون خود باشيد و بر شخص خويش تكيه كنيد. حقيقتي را كه در وجود خود داريد چون چراغي يگانه بدانيد و آنرا فرا راه خود داريد.**

 

1- من مسلمان يا بهايي يا هر چيز ديگري نيستم و تنها سعي مي كنم كه انسان شريفي باشم. (سعي مي كنم كه باشم)

2- مطالبی که در میان کامنت ها وجود دارند الزاما نظر من نیستند. و به خاطر وفاداری به اصول آزادی بیان از دستکاری و یا حذف آنها پرهیز کردم. مگر یکی دو مورد سانسور جزئی کلمه ای و آنهم به درخواست شخص مورد توهین قرار گرفته.

3- در آينده هيچ پستي را به مطالب اين وبلاگ اضافه نخواهم كرد. چراكه فكر مي كنم وبلاگنويس چندان موفقي نبوده ام. و فعلا بايد نزد بزرگان اين فن شاگردي كنم.

 

با سپاس از همه

پيروز باشيد و بدرود

 

* نيچه – چنين گفت زرتشت

** بودا

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 0:52  توسط بر گا رفته 



شايد كاري كه مي كنم تو عالم وبلاگنويسي چندان حرفه اي نباشه، ولي خب... منم آدم متخصصي نيستم!

آقا نويد رو كه مي شناسيد؟ همون صاحب وبلاگ وزين "قلمرو ممنوعه (بهائیت ممنوع!)"، همون عزيزي كه دو پست قبلترم رو بهش اختصاص داده بودم.

من امروز برحسب اتفاق دوباره يه سري بهش زدم تا ببينم چه خبره... تو كامنت دونيش با چيز جالبي مواجه شدم:

 

نویسنده: سارا

من واقعن نمی فهمم این دیگه چه جور کامنت دونییه...می دونی به نظرم نرسید آدم احمقی باشی، ببین تو نمیتونی نظرت رو در مورد بهاییت واسه خودت نگه داری؟ بذاری آدم زندگی شو کنه؟ می تونی از کنارشون رد نشی یا دماغتو بالا بکشی یا اگه دیدی بهت توهین کردن جوابشونو بدی... ولی واقعن به تو یا شما چه ارتباط داره که در مورد اعتقادات بقیه اینقدر توهین آمیز قضاوت کنید؟ قضاوت یا نظر دادن اصلن بد نیست. تو این کارو تو جواب کامنتهات تقریبن با هوشیاری انجام می دی و خوب اصلن بد به نظر نمی یاد...حالا یکی مسلمون یکی مسیحی یکی کافر...به تو چه؟ به من چه؟ این چه وضعیه که همه تو این کشور افتادن به جوون هم؟ مسیحیه میگه پیغمبر فقط ماله من خوبه،مسلمونه میگه فقط پیغمبر من خوبه، یهودیه و بهاییه هم همینو میگن...خیلی خوب بابا عیسی به دین خود موسی به دین خود...اصلن نمیدونم چرا اومدم اینجا پیام گذاشتم....

 

نویسنده: پاسخ به سئوال سارا خانوم

ای جااااااان

سلام سارا خانم

لطفا این مسیحیان عزیز و یهودی ها رو به بهائیان ربط نده و اگه بهائی هستی خودتو با مسیحی ها و یهودی ها یکی نکن!

بهائی کرو کثیف کجا مسلمان و مسیحی و یهودی کجا......

بهائی ها هجوم آوردن افتادن به جون فک و فامیل و رفیق و دوست آشنا دارن با هزار دوز و کلک بهائیشون میکنن اونوقت به من چه؟ ای بی غیرت...

 

 

نویسنده: سارا

آها به نظرم عجیب اومد وقتی خودت مالزی رو مثال زدی که پوشش رو علیرغم نبودن موجوداتی دو پا به اسم گشت ارشاد رعایت می کنن... ببینم تو تا حالا فکر کردی اگه هر روز سال واسه همه ی عمرت از وقتی فقط یه جوجوی هشت ساله بودی تو مدرسه و بعدم واسه همیشه تو خیابون و کوچه و مغازه و خونه و مهمونی کوفت و زهرمار مجبور بودی مزخرف ترین شکل پوشش دنیا رو داشته باشی چه حالی بهت دست می داد؟ تا حالا فکر کردی من تو این بیست وشش سال چقدر هر روز تو تابستون و زمستون وپاییز تنها آرزوم این بوده که موهام آفتاب بخورن؟ می فهمی اینکه رو دلت باشه با یه نفس راحت بزنی زیر آفتاب و اونقدر راه بری که خسته بشی یعنی چی؟ می فهمی وقتی لب دریایی و دلت میخاد باد بپیچه تو موهات یعنی چی؟ می فهمی طبیعی ترین خواست های یه آدم رو میشه به حساب قر و قمیش و ادا نذاشت؟ می تونی از صبح تا 6 عصر که از سر کار بر میگردی یه مقنعه رو تحمل کنی؟ می فهمی آدم چه حالی می شه وقتی یه مرد میگه روسری نذاشتن یعنی تحریک جامعه ی مردان؟ می فهمی بیشعوری چقدر می تونه من رو آزار بده؟ می فهمی آدم نمیتونه توهین رو تحمل کنه وقتی میگن شما فقط میخواین لخت باشین خب برین هر جای دنیا لخت شین؟ می فهمی داری بهم توهین میکنی؟ میفهمی روسری نداشتن به مفهوم لخت شدن نیست؟ نه تو نمیفهمی..احتمالن استدلالت اینه که اخ این مردم، مردن از گرسنگی ...شما زنا به فکر هوس های پوچ خودتونین...

 

پاسخ در کامنت پائینی اینجا جا نشد!

 

نویسنده: پاسخ به سئوال سارا خانوم

سلام سارا

پس 26 سالته؟

خجالت نمیکشی با این سنت میای به من آمار میدی؟ حیا نداری؟ راستی هنوز شوهر کردی یا نه؟

مهم نیست حالا بعدا با هم بیشتر آشنا میشیم.

خب میریم سروقت مشکلات سارا خانوم گل:

چه خانومی به به!

عزیزم از اون جایی که من یه آدم فوق العاده روشن فکر و امروزی هستم و خودمم موهام بلنده شاید بیشتر از تو و کاملآ درکت میکنم و همیشه احترام خانم ها نزد من بسیار بوده بهترین راه حل رو میذارم جلوی پاهات من میدونم چی میگی اینکه باد یا نسیمی خنک بره لای موهای آدم خیلی حال میده و چون شما خانم هستی و با قوانین ایران آشنائی دیرینه داری بهت توصیه میکنم که بری تو آشپزخونه خونتون و بری جلوی هود یا هواکش بایستی و چشمات رو ببندی و به من فکر کنی و از رفتن باد و یچیدنش در لای موهات لذت ببری در ضمن بوی غذا هم اونجا هست که این لذت رو چند برابر خواهد کرد عزیزم اگه باز مشکلی داشتی بیا پیش خودم هواتو دارم سفارشی....

شب بخیر سارا

مسواک یادت نره!

 

نویسنده: پاسخ به سئوال سارا خانوم

در ضمن اگه یه کم شعور داشتی قبل از نوشتن این کامنت درازت یه سلام علیک میکردی با من!

نفهم!

 

 

دوستان اگه يه وقت خواستين دوباره يه سري به وبلاگ آقا نويد بزنيد، لطفا از توهين و ناسزا گويي پرهيز كنيد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:32  توسط بر گا رفته  | 



چند روز پيش دوست خوبم "زمبه" صاحب وبلاگ وزين "وبلاگ خوبی داری یه سری به منم بزن" وبلاگی رو به من معرفي كرد كه واقعا جالب بود: "خانوادۀ با ايمان در صراط مستقيم". نويسندۀ این وبلاگ آقاي كماليه كه به حق تو کار خودش استاده. اما متاسفانه چند ماهي از آخرين پست ایشون مي گذره و به نظر مي رسه كه بخش وسيعي از مطالبش – مخصوصا كامنت ها – بنا به دلايلي دچار خود سانسوري شده. من در اين پست، آخرين نوشتۀ آقاي كمالي رو براي شما عزيزان قرار مي دم. البته تصديق مي كنم كه اين زيباترين پست ايشون نيست اما نكتۀ جالبي تو اين نوشته وجود داشت كه باعث شد انتخابش كنم و اون، نوع تبليغ خاصيه كه منو به ياد تشويق بچه ها به خوردن اسفناج تو كارتون "ملوان زبل" ميندازه. براستي هدف آقاي كمالي از ساختن اين وبلاگ خدمت به اسلام بوده و يا اينكه نه خداي ناكرده ضربه زدن به آن؟ شايد اين پرسشی باشد كه هرگز پاسخي براي آن نيابيم:

 

دیروز عصر ساجده (دختر بزرگ آقاي كمالي) از کلاس قرآن به سمت خانه بر می گشت که ناگهان متوجه شد در گوشه ای از خیابان صدای دختری به گوش می رسد که فریاد می زند کمک کمک ! به دادم برسید !

ساجده مشاهده کرد که سه جوان قوی هیکل که لباس و پوشش نامناسبی داشتند به عنوان برف بازی و تفریح دارند به سمت دختری گلوله برفی پرتاب می کنند و از قضا آن دختر هم موهایش به طرز زننده ای از روسری بیرون زده بود و مانتوی کوتاه زننده ای هم پوشیده بود .

ساجده به عنوان یک دختر مسلمان و بسیجی از آن اراذل و اوباش خواست که بس کنند اما آنها نه تنها اعتنائی نکردند بلکه ساجده را هم به خاطر چادرش مسخره کردند و به او گفتند جوجه کلاغ چاقالو ..

هرچند ساجده از خشمی پاک و مقدس انباشته شده بود اما خودش را کنترل کرد و با متانت گفت که به خاطر فریضه مقدس نهی از منکر مجبورم درس خوبی به شما بدهم ! ولی آنها باز هم خندیدند و فکر می کردند چون قوی هیکل هستند و سه نفرند ساجده خانم هیچ کاری نمی تواند بکند !

ولی آن جوانان جاهل نمی دانستند که ساجده مجهز به نیروی قوی و فوق العاده ای است به نام نیروی ایمان .بلی ! همان نیروئی که باعث می شود افراد با ایمان همیشه در هر صحنه ای پیروز و سربلند باشند . همان نیروئی که باعث شده کشور ما در برابر آمریکای جهانخوار سینه سپر کند .

ساجده به سرعت یک گلوله برفی درست کرد و با هدف گیری دقیقی به سمت اولین نفر از آنها پرتاب کرد . گلوله برفی سوتی کشید و دقیقا به پیشانی جوان ناباب برخورد کرد و او هم بدون کوچکترین عکس العملی به زمین افتاد و دیگر هیچ حرکتی نکرد ....آن دونفر دیگر با حیرت صحنه نابود شدن دوستشان را دیدند و سپس بلافاصله دست به کار شدند . و یکی دوتا گلوله برفی به سمت ساجده پرتاب کردند که چون خیلی شتابزده و عصبی بودند و از صحنه بیهوش شدن دوستشان شوکه شده بودند نتوانستند به هدف بزنند .

در عوض ساجده یک گلوله برفی دیگر درست کرد و با شدتی بیشتر به سمت هدف پرتاب کرد . گلوله برفی به سینه جوان قوی هیکل دومی برخورد کرد و قدرت ضربه چنان بود که او از پشت به هوا بلند شد و چند متری در هوا طی کرد و به درون یک مغازه پرتاب شد و به یخچال ته مغازه برخورد کرد و بعد به زمین خورد و دیگر هیچ حرکتی از او دیده نشد . بلی! او هم به سرنوشت دوستش دچار شده بود !

جوان سوم که اوضاع را چنین دید با آخرین قوا شروع به دویدن و فرار کرد . ساجده نمی توانست اجازه دهد که او بگریزد . بنابراین چند لحظه منتظر شد تا  او کمی دور شود و سپس گلوله برفی اش را پرتاب کرد .

گلوله برفی هم مثل موشک کروز به سمت هدف رفت و البته آن جوان هم در حال دویدن بود ولی سرعت گلوله برفی ساجده از او خیلی بیشتر بود . بلی ! گلوله برفی از پشت به پس گردن جوان خورد و شدت ضربه او را هم از زمین کند و او همانطور که در هوا در حال پرواز بود به یک ماشین پارک شده پرتاب کرد و شیشه جلوی ماشین را شکست و به درون ماشین افتاد و او هم همانطور بی حرکت و بیهوش در توی ماشین افتاده بود.

دخترک بدحجاب از شدت تعجب خشکش زده بود .و بعد که به خودش آمد از ساجده پرسید چگونه توانست چنین عملی انجام دهد و ساجده هم در جواب گفت که من هیچ کاری نکردم . بلکه این کمک خداوند بود که باعث چنین اتفاقاتی شد . بلی! این همان چیزی است که به آن می گویند نیروی ایمان !

سپس به دخترک گفت که اگر شما حجاب داشتید و چادر پوشیده بودید امکان نداشت که آن اراذل جرات جسارتی داشته باشند و سپس با لبخند معنی داری اضافه کرد که حالا فهمیدی حجاب مصونیت است و نه محدودیت؟

دخترک هم با شوق و علاقه گفت بلی . من از همین لحظه دیگر بدحجابی نمی کنم و بلافاصله شلوارش را که به طرز زننده ای درون چکمه اش بود بیرون آورد و بعد پرسید ایا ممکن است من هم بتوانم مثل شما شوم؟

ساجده هم در پاسخ گفت این کار بسیار ساده است و فقط کافی است که شما در بسیج مسجد محل ثبت نام کنید . بعد از مدتی شما هم مانند من یک دختر بسیجی خواهید بود و انشالله غنچه ای در گلزار عفت و پاکدامنی می شوید .

سپس دخترک پرسید که ممکن است چند تا کتاب مفید و سازنده هم معرفی کنید؟ ساجده هم کتاب فلسفه حجاب به اضافه پشت دیوار ندامت ( یا عاقبت دوستی های خیابانی) را به همراه کتاب جالب و جدید : "هولوکاست، دریای فریب و دروغ" به او توصیه کرد .

وقتی ساجده این ماجرا را تعریف می کرد محدثه کوچولو گفت پس کی من بزرگ خواهم شد تا  مثل ساجده بسیجی باشم؟ من هم در جوابش گفتم تا چشم به هم بزنی جشن تکلیفت می رسد و تا آن موقع خوب است در کارهای خانه به مادرت کمک کنی چون بهترین سنگر و خاکریزی که می شود در آن با استکبار جهانی مبارزه کرد آشپزخانه است و آمریکای جهانخوار از هیچ چیزی مانند بودن زنان در آشپزخانه نمی ترسد . بلی! سالانه ملیاردها دلار خرج می کند تا مگر بتواند زنان را از این دانشگاه انسان سازی دور کند !

متاسفانه عده ای از افراد فریب خورده و بی سواد نمی توانند این نکته عرفانی را درک کنند و به بهانه های واهی دم از تحصیل زنان و...می زنند و بدین ترتیب اب به اسیاب استکبار می ریزند.انشالله روزی برسد که همه برکات و نکات مفید  آشپزخانه ( یا بهترین دانشگاه زنان) را درک کنند .

به امید آن روز...

 

خب...  حالا كه با آقاي كمالي آشناتون كردم، بد نيست يه سري هم به وبلاگ "فلاپی" بزنيد و پست "آقاي شهردار اين تصاوير را ديده ايد؟" رو ببينيد تا هر چي خنديده بوديد از دماغتون بزنه بيرون.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:2  توسط بر گا رفته  | 



جديدا با يه وبلاگ خيلي جالب آشنا شده ام. اسم اين وبلاگ هست: قلمرو ممنوعه (بهائیت ممنوع!) كه نويسندۀ اون حاج آقا نويده. من چند تا از كامنت هاي جالب اين وبلاگ رو با پاسخ هاي آقا نويد براتون تو اين پست مي ذارم. ولي حتما يه سري بهش بزنيد و پستاش رو كه اكثرا پاسخگويي به كامنت هاست مطالعه كنيد.

 

و اما كامنت هاي برگزيده از ديد وبلاگ بر گا رفته:

 

نظر

مذهب رندان: آقا بيايد اولين کاري که مي‌کند اين حکومت فسق و فجور رو از روي زمين محو مي‌کند! خيالت راحت!!!

پاسخ:
دفعه اخرت باشه جای آقا تصمیم گیری میکنی حرف دهنتو بفهم

 

 

نظر

dooste aziz har gohi mikhahi bekhor, nooshe jan

پاسخ:
چیه چی شده؟ نمیخواد بگی خودم میدونم بذارش تو آب خنک میشه.
در ضمن شما بهائی های لاشخوره کفتار صفت مگه چیزی هم میذارید تش بمونه که کسه دیگه هم بخوره.
و یه چیزه دیگه عادت های غذائی خودتونو به ما تحمیل نکنید تفاوت ها رو رعایت کن.

 

 

نظر

... نمی دانید که همین شاه اسماعیل وقتی که یک پادشاه را گرفت کاسه سرش را خالی کرد و جام شراب درست کرد شاید این مجاز باشد ولی ...

پاسخ:

... نظر بعدیت رو لطفا موقعی بیا بنویس که کتاب های تاریخ دوران راهنمائیت رو دوباره مرور کرده باشی یه سر هم به کتاب های دبستانت بزنی بدک نیست...

 


نظر

بابا ننمو گائیدی
کسی که هیچ قاعده ای نداره
اینو می گن بابام یه دزد گاوه
دزدی که هیچ دین و ایمونی نداره

پاسخ:

اینجا هیچ کامنتی پاک نمیشه بهتر نبود به مادرت یه جا دیگه توهین میکردی بهائی بی غیرت؟

 

 

نظر

سختي زمستان زندگي ، بهار خود را در پيش دارد.
قيام وحدت
تحت راهبري يگانه نجات دهنده ملت ايران " آقا پروفسور ابراهيم ميرزايي"
لحظه ها دوران سازند.

پاسخ:

موقعی که آقا ظهور کرد و با شمشیرش جناب آقا پروفسور ابراهيم ميرزايي رو از وسط دونیم کرد میفهمید منجی بشريت کیه.

 

 

نظر

يور کامنت: "موقعی که آقا ظهور کرد و با شمشیرش جناب آقا پروفسور ابراهيم ميرزايي رو از وسط دونیم کرد میفهمید منجی بشریّت کیه... "
اند دن، يور کامنت: "دفعه آخرت باشه جای آقا تصمیم گیری میکنی حرف دهنتو بفهم!"
چه کسايي سنگ اسلام رو به سينه مي‌زنن!!!

پاسخ:

یور کامنت (افرین کلاس زبان میری؟) بابا خارجی نکنه روشنفکر باشی و من سخت در اشتباه باشم؟
نه روایتی به گوشت خورده نه حدیثی جائیم که اینجور بحث ها میشه نمیری (فقط چسبیدی به خاله ماهواره) فردا برو کتابخونه محلتون (کتابخونه نه خونه دایی جون!) یه کتاب مثل اصول کافی یا کتبی که از احادیث امامان داخلش هست یه نگاه بنداز ببین موقع قیامت چه اتفاقی برای منجی های دروغین و کذاب و کسانی که ادعای امامت دارند میفته...

 

 

نظر

مسئولین چه جوابی برای این همه بی عدالتی در جامعه دارند؟
يك مشت گدای عرب از راه رسيدند... در ميهن پررونق ما خانه گزيدند.
با روضه و با روزه در اين باغ پراز گل... چون گاو دويدند و چريدند و خزيدند

...... کرکسان لاشه به منقار ......
آزاد و آباد باشي اي ايران بزرگ.

پاسخ:

بازم میگم عرب نیستم ولی اگه همین عربا نبودن الان باید مثل اجدادت یا اتش میپرستیدی یا خورشید این حضرت محمد بود که یکتا پرستمون کرد و از خرافات دور...
همه جا آلوده بود ایران و عربستان آتش پرستی بت پرستی خورشید پرستی عرب ها هم که تو این موارد از همه پیشی گرفته بودند بخاطر همین حضرت محمد از بین عرب ها به پیامبری مبعوث شد اجداد حضرت محمد هم عرب بودند؟
حضرت آدم حضرت حوا = یک جهان
فرزندان حضرت آدم = کشور های متفاوت
همه از یک پدریم

 

 

نظر

دين دست پرورده ي بشره. كوچولوها يه روزي ميفهمين كه ديره.

پاسخ:

سلام سوسن فکر میکنم 12 یا 13 سالته ساعتم داره 9 میشه جیش بوس لالا و حرف های گنده تر از دهنتم نزن زوده برات...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 1:29  توسط بر گا رفته  | 



- اگه مردي از پشت اون درخت بيا بيرون تا مخت رو داغون كنم اكبر.

- تو خايه نداري ماشه رو بكشي.

- خايه دارم اين هوا، از مغز تو گنده تره.

- محمود! تو مغزت اندازۀ فندقه.

... بنگ...

... يكي ديگه...

... بنگ...

- اكبر، محمود، شام حاضره!

- اومديم، ننه! (1)

 

**********

 

از ديد يك آدم مذهبي:

اگه چيزي رو بدست بياره: نعمت خدا بود.

اگه چيزي رو بدست نياره: حكمت خدا بود.

اگه چيزي رو از دست بده: امتحان خدا بود.

از ديد يك آدم خودخواه:

اگه چيزي رو بدست بياره: حقم بود.

اگه چيزي رو بدست نياره: مادر سگا برام زدن.

اگه چيزي رو از دست بده: ازم دزديدن.

از ديد يك آدم قمارباز:

اگه چيزي رو بدست بياره: شانس آوردم

اگه چيزي رو بدست نياره: شانس نياوردم.

اگه چيزي رو از دست بده: ريدم تو اين شانس.

 

**********

 

امام حسين (ع) فرمود: ما از تبار قريش هستيم و هواخواهان ما اعراب و دشمنان ما عجم ها هستند. روشن است كه هر عربي از هر عجمي بهتر و بالاتر و هر عجمي از دشمنان ما هم بدتر است. عجم ها را بايد دستگير كرد و به مدينه آورد، زنانشان را به فروش رسانيد و مردانشان را به غلامي اعراب گماشت. (2)

 

*********

 

آي كساني كه مي دانيد

مي دانستيد كه گرسنگي در چشم برق مي زند

تشنگي چشمان را به تاريكي مي كشاند

آي كساني كه مي دانيد

مي دانستيد كه مي توان مادر خود را بيجان ديد

بي آنكه اشكي بريزد

آي كساني كه مي دانيد

مي دانستيد كه با فرا رسيدن صبح آدم آرزوي مرگ مي كند

و شب هنگام از مرگ مي ترسد

آي كساني كه مي دانيد

مي دانستيد كه يك روز طولاني تر از يكسال به نظر مي رسد

كه يك دقيقه طولاني تر از يك عمر

آي كساني كه مي دانيد

مي دانستيد كه استخوان از چشم آسيب پذيرتر است

كه عصب از استخوان قوي تر است

كه قلب از آهن سخت تر است

(...)

مي دانستيد كه پاياني بر زجر نيست

كه وحشت را مرزي نيست

مي دانستيد اينرا

اي شما كه مي دانيد (3)

 

**********

 

چيزهايي هست كه نمي توان به زبان آورد چراكه واژه اي براي آنها وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، كسي معناي آنرا درك نمي كند. اگر من از تو نان و آب بخواهم تو درخواست مرا درك مي كني... اما هرگز اين دستهاي تيره اي را كه قلب مرا در تنهايي گاه مي سوزاند و گاه منجمد مي كند، ‌درك نخواهي كرد. (4)

 

***********

 

پاورقي

1- پري سيلامينگ تلينگ، با مقداري تغيير

2- سفينه البحار و المدينه الاحكام و الآثار، نوشتۀ حاج شيخ عباس قمي، صفحۀ 164

3- شارلوت دلبو- نويسندۀ فرانسوي و يكي از بازماندگان اردوگاه آوشويتس

4- فدريكو گارسيا لوركا- شاعر اسپانيايي- ترانۀ شرقي

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 13:53  توسط بر گا رفته  | 



ذكر دو مورد از شباهت هاي اعتقادي فيلسوف بزرگ، فردريش نيچه و  اسلام شيعي

1.     نيچه معتقد بود كه در آينده "ابر انسان" ظهور خواهد كرد. انساني برتر كه تاريخ بشري را دگرگون خواهد نمود و مردم بايستي منتظر چنين شخصي باشند و زمينه را براي ظهور او فراهم نمايند. همانطور كه شيعيان منتظر ظهور ابر انساني به نام "مهدي موعود" هستند.

2.     نيچه جملۀ‌ معروفي دارد:‌ "به سراغ زنان مي روي؟ تازيانه را فراموش نكن". همانطور كه در آيۀ سي و چهار سورۀ النساء آمده: "... زنان نافرمان را به زدن تنبيه كنيد..."

نتيجه: براستي آيا زمان آن فرا نرسيده كه كمي منصفانه تر به مذهب پدريمان نگاه كنيم؟ اگر بزرگترين فيلسوف تمام اعصار (به زعم خود غربي ها) و كسي كه امروزه سخنان او نقل محافل علمي و ادبي جهان است، تنها كمي بيش از يكصد سال پيش به اين دو حقيقت پي برد و غرب را بدان ها آگاه نمود، آيا نمي توانيم با افتخار بگوئيم كه پيشوايان ما هزار و خورده اي سال پيش به اين موضوعات اشاره كرده بوده اند؟ نگارندۀ اين سطور معتقد است كه چه بسا انديشمندان غربي در آينده به درستي قوانيني چون سنگسار شخص زناكار و برسميت شناختن چند همسري مردان پي ببرند. مگر نه اينست كه همين حالا بسياري از غربي ها به گرمي كانون خانواده در ايران غبطه مي خورند؟ و مگر نه اينكه بسياري از آنها كودكانشان را بدون سايه پدر، بزرگ مي كنند؟ براستي چه كسي مسئول تربيت ناصحيح كودكان طلاق در بلاد كفر است؟ براستي گناه اين كودكان چيست؟ آناني كه قرباني عربده كشي هاي مستانۀ خردگرايي و ليبراليسم منحط غربي شده اند خيلي خوب جاي خالي قوانين پر صلابت مذهبي را درك مي كنند. مگر همين چند روز پيش نشنيديد كه در اتريش دختري از پدرش هفت شكم زائيده؟ در اروپاي امروز زناي با محارم امري بسيار عادي نمايانده مي شود. آيا شما دلتان به حال دختركان و پسركان نابالغي كه قرباني لاقيدي گري هاي والدينشان مي شوند نمي سوزد؟

خودمونيم... اگه رحيم پور ازغدي هم ميخواست از مباني فكري تشيع دفاع كنه نمي تونست به خوبي من اينكار رو بكنه!  

*********

_ احسنت... چه خوب است كمي بيانديشيم... اين چه سير قهقرايي اي است كه گريبان جهانيان را گرفته؟ آيا ما بعنوان تنها ملتي كه به حقيقت هستي پي برده است، در قبال مردماني چنين بينوا مسئول نيستيم؟... خدا را شكر مي كنم كه ايراني و مسلمان هستم و از اين همه بدبختي و نكبت در امانم!

_ داداش بيخيال حالا ما يه چيزي گفتيم، چرا جوگير مي شي؟ در واقع من فكر مي كنم كه نيچه هم اشتباه مي كرد... ببين چيز بد بده، چيز خوبم خوبه. همونطور كه اين يارو... بودا گفته: " بكوشيد تا خود چراغي در درون خود باشيد و بر شخص خويش تكيه كنيد. حقيقتي را كه در وجود خود داريد چون چراغي يگانه بدانيد و آنرا فرا راه خود داريد."

_ كوني... فقط ادعاس... كافيه يه كم ازش تعريف كني، سريع خودشو ان ميكنه...

*********

و عبد الله بكير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است، كه‏فرمود: هر آينه من درهمى را از يكى از شما مي ستانم، در صورتى كه خود از ثروتمندترين مردم مدينه‏ام. از اين كار جز اين نمى‏خواهم كه شما پاك و پاكيزه شويد. (1)

**********

... ما

فاتحان شهرهاي رفته بر باديم.

با صدايي ناتوانتر زانكه بيرون آيد از سينه،

راويان قصه هاي رفته از ياديم.

كس به چيزي يا پشيزي بر نگيرد سكه هامان را.

گويي از شاهيست بيگانه.

يا ز ميري دودمانش منقرض گشته.

گاهگه بيدار مي خواهيم شد زين خواب جادويي،

همچو خواب همگنان غار،

چشم مي ماليم و مي گوييم: آنك، طرفه قصرِ زرنگارِ صبح شيرينكار.

ليك بي مرگ است دقيانوس

واي، واي، افسوس. (2)

**********

 

پاورقي

1-  من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، مترجم: على اكبر غفارى‏،‏ نشر صدوق، چ: اول‏،1367 ش‏. ج‏2،برگ347.

2- آخر شاهنامه، مهدي اخوان ثالث، مهر 1336

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:56  توسط بر گا رفته  | 



نمي دونم اين پسره تولۀ كيه. هر روز بعد از ظهر كه از مدرسه تعطيل ميشه و از ميون كوچه پس كوچه ها ميره به سمت خونشون، تو راه هي سوت مي زنه. تو دستش يه سوت گليه كه صداي خيلي بلندي توليد مي كنه، بلند اما گوش خراش. هميشه ميرينه تو چُرت بعد از ظهرمون.

_ احمق جون اين سوت همونيه كه كوزه گر از خاك گلوي دكتر علي شريعتي ساختتش. الان هم تو دست كودكي گستاخ و بازيگوشه و ...

_ اي بابا... ما هر چي مي كشيم از دست همين علي شريعتيه. فقط مونده بود كه اين بيست دقيقه چُرت رو هم ازمون بگيره. يادش بخير... كم ملت رو سر كار گذاشت. بعد از مرگش هم ول كن معامله نيست.

البته حالا كه فكرشو مي كنم مي بينم كه اون بنده خدا هم زياد تقصيري نداشت. آخه از كجا بايد مي فهميد كه قراره يه نفر از كرۀ ماه بياد و از شاگردايي كه با اون زحمت تربيتشون كرده بود سوء استفاده كنه؟

_ پدر مادر ما متهميم... خفه شو مزدور خود فروختۀ غرب زده. تو هرگز نمي توني به زيبايي كوير پي ببري. در ضمن دكتر هيچ نقشي در وضعيت امروزي ايران نداشته...

 

********

 

دين مداران شيعۀ اثنا عشري به چند دسته تقسيم مي شوند:

 

1.   سنتي: كساني كه وقتي كتابهاي بحار الانوار و منتهي الآمال رو مي خونن. همۀ مطالبشون رو قبول مي كنن. مثلا اگه تو منتهي الآمال نوشته شده باشه كه يه روز غلام فلان امام تو يه جزيرۀ نامعلومي گم ميشه و يهو يه شيري از لاي درختا مياد بيرون كه بخورتش ولي آقا شيره وقتي مي فهمه كه طرف غلامِ امامه نه تنها از خوردنش پرهيز ميكنه بلكه سوار خودش ميكنتش و مي برتش به سمت ساحل تا بتونه با كشتي برگرده به شهر و ديارشون و در آخر هم زار زار گريه مي كنه كه يعني هي فلاني سلام مارو هم به آقامون برسون، نه تنها شك نمي كنه بلكه به سعادت اون غلام كذا هم غبطه مي خوره. (1)

در ضمن هيچكس حق نداره از راههاي عقلاني براي تشخيص درستي يا زبانم لال نادرستي اين داستانها اقدام كنه و وظيفۀ اينكار بر عهدۀ فقيه جامع الشرايطه.           

 

2.   نيمه سنتي: كساني كه باور دارند اين گونه داستان ها جعلي هستند و در طول زمان وارد احاديث سرۀ اين كتابهاي ارزشمند شده اند. در واقع به عقيدۀ اين دوستان صرف باور پذير نبودن چند داستان نمي تونه از ارزش مباني فكري جهان تشيع و صد البته گربۀ سر جاهازش: ولايت فقيه، كم بكنه.

 

3.   روشن فكر ديني: اصولا معتقدند كه اين كتاب ها كه عموما در دورۀ صفويه نوشته شده اند دروغ بوده و ما بايد بين تشيع صفوي و علوي تفاوتي اساسي قائل شويم. در واقع اسلام (آن هم از نوع شيعيش) را هيچ عيبي نيست و هر عيب كه هست از مسلماني ماست. اين دوستان ممكن است شما را دعوت به مطالعۀ كتب ارزشمندي چون قرآن، نهج البلاغه، اسرار آل محمد و مجموعه آثار دكتر شريعتي و... كنند.

 

4.   روشن فكرتر ديني: در اين مرحله شخص پس از مسافرت به اقصي نقاط جهان و نشست و برخاست و خوش و  بش با چند تا خارجي پي ميبره كه علاوه بر مذهب پدري مذاهب ديگري هم در اين كرۀ خاكي وجو